آخرین پست نوشت من در وبلاگ یک سرطان نویس...
بانو پزشک سلام...
روزی که آمدم بخوانمت نوشته های شخصی و احساسی شما را...
دیدم که وبلاگ حذف شده است....
به رسم بی ادبی و .... وبلاگ را دوباره ثبت نمودم....
و اینک که دوباره میخواهید بیایید....
دوباره خوشحالم مثل روزی که برای اولین بار خواندم نوشته هایتان را....
همیشه این تارنما در نوشته های شما پابرجا بماند....
امیدوارم تا روزی که حکم قسم خورده بقراطی تان را در دست راستتان گرفته اید این وبلاگ پابرجا بماند...
آرزویمان بهروزی شماست....
از تمام دوستانی که دلی به دل داده و نظری منوط به برگشتن ترنم به خانه مجازیش داده اند سپاس....
همیشه در جوشش مهر و نیکی زنده بمانید....
بیست و هفتم مرداد ماه ۱۳۸۸ خورشیدی...
کوهستان.. هوایی نه چندان گرم و نه چندان سرد...
صالح...
زیاده قربانتان...
